![]() |
![]() |
|
| قصه دل عاشقی که چشم انتظاره که یارش از سفر بیاد با یه دنیا عشق احساس که بگه دوستت دارم |
دختري از پسري پرسيد كه اونو قشنگ ميبيني ؟ پسر گفت نه دختر پرسيد ميخواي تا آخر عمر كنارش بموني؟ پسر گفت نه دختر پرسيد اگه از او ن جدا بشي گريه ميكني؟ پسر گفت نه دختر آهي كشيدو اشك از چشماش جاري شد پسر بازوهاي او را فشرد و گفت: تو قشنگ نيستس بلكه زيبايي من نميخواهم كه تا آخر عمر با تو بمانم من نياز دارم كه تا ابد با تو باشم اگه تو بري من گريه نميكنم من ميميرم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 14:26 توسط سفر گیلا نی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کهش مال من بشی (ش)
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
ترس |
|
RSS
|